شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
178
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
هلال بن نافع پس از زهير سخن گفت : « و اللّه ما كرهنا لقاء ربنا و انا على نياتنا و بصائرنا نوالى من والاك و نعادى من عاداك ؛ ما از لقاى پروردگار خويش كراهت نداريم و مرگ را ناگوار نمىدانيم ، ما در اين راه چشم بسته نيامديم ، بلكه داراى هدف هستيم و بر اين هدف مقدس بصيرت داريم . ما با دوستان شما دوستيم و با خصم ستمگرتان دشمنى مىورزيم . » آنگاه برير سخن گفت : « و اللّه يا بن رسول اللّه لقد من اللّه بك علينا ان نقاتل بين يديك فينقطع منا اعضائنا ثم يكون جدك : شفيعنا يوم القيمة « 1 » ؛ « اى پسر پيغمبر ، به خدا قسم كه خداوند به وسيلهء تو بر ما منت نهاد و به ما توفيق داد تا در راه تو پيكار كنيم تا اعضاى ما از هم جدا شود و آنگاه جدّت در قيامت از ما شفاعت كند . » اينان كسانى بودند كه در آن روزى كه قدرت شوم يزيد دلها را سخت مرعوب ساخته بود و آرزوى رسيدن به جاه و مقام بسيارى از كسان را آبستن آن حكومت و در زمرهء چاكران و جاننثاران زادهء فرزند هند قرار داده بود ، آنها در برابر حسين عليه السّلام و در آن درياى موّاج مصيبت و بلا اين گونه از خطر استقبال كردند و اعلام وفادارى نمودند ! آيا ممكن است تاريخ اين آزاد مردان و فداكاريهاى آنان را فراموش كند ؟ ! كسانى كه جز براى خدا و راه خدا ارزشى قائل نبودند ، زيرا مىدانستند كه حقيقتى وراى آن وجود ندارد ! حسين عليه السّلام در سرزمين موعود حسين بن على عليه السّلام از هنگام حركت از مدينه تاكنون با سياستى مشخص به سوى مقصدى معيّن پيش رفت و در طول راه بارها از هدف انسانى خويش و قيام خونينى كه در پيش دارد سخن گفت و پايان كار خود را در حكومت استبدادى يزيد آشكارا بيان داشت . اكنون كاروان حسين عليه السّلام پس از طى اين همه راه به ارض موعود مىرسد و در آن سرزمين انقلاب و خون قدم مىنهد و دستور توقف مىدهد : « قفوا و لا ترحلوا منها فهاهنا و اللّه مناخ ركابنا ، هاهنا و اللّه سفك دمائنا ، هاهنا و اللّه هتك حريمنا ، هاهنا و اللّه قتل رجالنا ، هاهنا و اللّه ذبح أطفالنا ، هاهنا و اللّه تزار قبورنا و بهذه التربة وعدنى جدى رسول اللّه و لا خلف لقوله « 2 » ؛ در اينجا فرود آييد و ديگر كوچ
--> ( 1 ) - ناسخ التواريخ ، حالات سيد الشهداء ( ع ) ، ج 2 ، ص 167 . ( 2 ) - ناسخ التواريخ ، حالات سيد الشهداء ( ع ) ، ج 2 ، ص 168 .